
خوب گوش کن، چه مىشنوى؟
سرد است و بى رمق، امّا جگرسوز و محزون... آیا مىشنوى ناله ى بلبلهاى افسرده را که راه گلستان را گم کردهاند، و آیا ترک خوردن لب هاى کویر را در فراق باران مىبینى...؟
منتظر چیستى؟ آیا نمىخواهى شمیم آن گلاب خلقت را به بلبلان هدیه کنى، تا نغمه سراى گل نرگس شوند؟ و آیا نمىخواهى لبهاى خشکیده وترک خورده کویر را با نمى از آن یمِ عطوفت و صفا، طراوت بخشى؟... پس بیا نسیم باشیم، نسیمى خنک و مهربان که عطر و طراوت را به چشمهاى منتظر هدیه مىکند...
امام کاظم علیه السلام مىفرمایند:
«اَفضَلُ الْعِبادَةِ بَعدَ الْمَعْرِفَةِ اِنتظارُ الْفَرَج؛برترین عبادت پس از شناخت، انتظار فرج است»
آرى براى ظهور او تنها کسانى لحظه شمارى مىکنند که او را دوست دارند و دلهایشان به یاد او مىتپد، و چگونه کسى او را دوست دارد بىآنکه او را شناخته باشد و زیبایىهاى افکار و رفتار او را بداند.